<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دوماهنامه علمی - پژوهشی طب توانبخشی</title>
    <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/</link>
    <description>دوماهنامه علمی - پژوهشی طب توانبخشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 01 Dec 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 01 Dec 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ترجمه، بومی سازی و اعتبارسنجی نسخه ی فارسی مقیاس بازگشت به ورزش بعد از بازسازی رباط صلیبی قدامی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101741.html</link>
      <description>مقدمه: هدف از مطالعه حاضر ترجمه، بومی سازی و اعتبار سنجی نسخه ی فارسی پرسشنامه بازگشت به ورزش پس از آسیب رباط صلیبی قدامی &amp;amp;nbsp;بود.روش تحقیق: پرسشنامه ی بازگشت به ورزش پس از آسیب رباط صلیبی قدامی ابتدا توسط دو تیم از کارشناسان دو زبانه به فارسی ترجمه شد. اعتبار محتوای نسخه فارسی با استفاده از یک گروه 10 نفره از متخصصین، به صورت کمی از طریق محاسبه شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا&amp;amp;nbsp; مورد بررسی قرار گرفت. سپس 120 بازیکن فوتبال که تحت بازسازی رباط صلیبی قدامی قرار گرفته بودند، به پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک و آسیب، پرسشنامه ی ترجمه شده ی بازگشت به ورزش بعد از بازسازی رباط، امتیاز نتیجه آسیب زانو و استئوآرتریت، تامپا مقیاس ترس از حرکت&amp;amp;nbsp; و کیفیت زندگی (SF12) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل آماری شامل آزمون های پایایی (آلفای کرونباخ و آزمون مجدد)، اعتبار سازه و تحلیل عاملی اکتشافی بود.نتایج: نسخه فارسی پرسشنامه ی بازگشت به ورزش پس از بازسازی رباط صلیبی قدامی پایایی درونی (آلفای کرونباخ = 0.82) و همین طور پایایی آزمون مجدد (87/0 ICC ) خوبی را نشان داد و با IKDC، SF12 و همه ی زیرمجموعه های KOOS همبستگی مثبت داشت و با TSK همبستگی متوسط منفی داشت. قابلیت اطمینان نسخه فارسی مقیاس ACL-RSI رضایت بخش بود.بحث و نتیجه گیری: &amp;amp;nbsp;نسخه ی فارسی پرسشنامه ی بازگشت به ورزش پس از بازسازی رباط صلیبی قدامی ابزاری معتبر و قابل اعتماد جهت ارزیابی عوامل روانی مرتبط با بازگشت به ورزش در بازیکنان فوتبال با بازسازی رباط صلیبی قدامی می باشد. همچنین اطلاعات ارائه شده توسط نسخه ی فارسی پرسشنامه ممکن است به شناسایی ورزشکارانی که بازگشت به ورزش را چالش برانگیز می‌دانند، کمک کند و به مداخلات درمانی و توانبخشی آن ها کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه ی عملکرد شناختی و سلامت فیزیکی در سالمندان مقیم جامعه با و بدون مشارکت در کارهای داوطلبانه و عوامل موثر بر آن</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101760.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف: کارداوطلبانه&amp;amp;nbsp; هر فعالیتی است که در آن زمان آزادانه ای به نفع شخص، گروه یا سازمان دیگری اختصاص داده می‌شود. از آن‌جایی که انجام کارداوطلبانه فرهنگ محور می باشد و تا کنون در ایران مطالعه ای به منظور مقایسه ی عملکرد شناختی و سلامت فیزیکی سالمندان مقیم جامعه بر اساس مشارکت در کارهای داوطلبانه انجام نشده است، لذا هدف از این مطالعه مقایسه ی عملکرد شناختی و سلامت فیزیکی سالمندان مقیم جامعه با و بدون مشارکت در کارهای داوطلبانه و عوامل موثر بر آن بود.مواد و روش ها: در این مطالعه 296 سالمند بالای 60 ساله مقیم جامعه به صورت داوطلبانه به تکمیل پرسشنامه ها پرداختند که از این تعداد، 147 نفر در کارهای داوطلبانه مشارکت می‌کردند. برای ارزیابی عملکرد شناختی پرسشنامه‌ی شناختی موکا و برای ارزیابی سلامت فیزیکی پرسشنامه ی سلامت فیزیکی SF36 و پرسشنامه‌ی سلامت عمومی GHQ استفاده شد و ارزیابی مشارکت در کارهای داوطلبانه همراه با اطلاعات دموگرافیک شان با استفاده از پرسشنامه ی اطلاعات دموگرافیک انجام شد.یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد عملکرد شناختی(r=0/367 و P&amp;amp;lt;0/001 و U=6316/0) و سلامت فیزیکی(r=0/189 و P&amp;amp;lt;0/001 و U=8582/2) سالمندانی که در کارهای داوطلبانه مشارکت می&amp;amp;shy;کردند به صورت معناداری بیشتر از سالمندانی بود که در کارهای داوطلبانه مشارکت نمی&amp;amp;shy;کردند و این ارتباط برای زنان قوی&amp;amp;shy;تر از مردان بود(p&amp;amp;lt;0.05) و هم&amp;amp;shy;چنین برای کسانی&amp;amp;shy;که سطح تحصیلات بالاتری داشتند این ارتباط قوی&amp;amp;shy;تر بود (p&amp;amp;lt;0.05).نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه سالمندانی که در کارهای داوطلبانه مشارکت فعال داشته باشند، احتمالا از سلامت فیزیکی، کیفیت زندگی و عملکرد شناختی بهتری برخوردار خواهند بود. بنابراین توسعه ی مداخلات مبتنی بر کارهای داوطلبانه برای تقویت عملکرد شناختی، سلامت فیزیکی و کیفیت زندگی سالمندان توصیه می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر محرک شنیداری بر یادگیری زمانبندی نسبی و مطلق تکلیف حرکتی پیگردی در کودکان با اختلال هماهنگی رشدی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101800.html</link>
      <description>این پژوهش به منظور بررسی اثر محرک شنیداری بر یادگیری زمانبندی حرکتی تکلیف پیگردی در کودکان و نوجوانان با اختلال هماهنگی رشدی انجام شده است. شرکت کنندگان این پژوهش شامل 42 دانش آموز پسر نه تا 12 سال با میانگین سنی 84/10 سال با اختلال هماهنگی رشدی از بین دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان نیشابور بودند که با استفاده از "سیاهه حرکتی معلمان"، "پرسشنامه اختلال هماهنگی رشدی والدین"، آزمون حرکتی MABC 2، ارزیابی حافظه دیداری فضایی، ارزیابی هوش، آزمون زمان واکنش و بررسی سلامت جسمی و روانی تشخیص داده شدند و بطور تصادفی در سه گروه محرک شنیداری، کنترل 1 (دیداری) و کنترل2 جایگزین شده و سپس در پیش آزمون شرکت کردند، بدین منظور نرم افزار تکلیف حرکتی پیگردی طراحی و الگوی تعین شده بر روی صفحه مانیتور تب لت (12 اینچ) نمایش داده شد و همزمان با نشانه های زمانبندی دیداری، محرک شنیداری در چهار مسیر مشخص ارائه گردید. مراحل تحقیق شامل پیش آزمون، تمرین(10 بلوک پنج کوششی)، آزمون اکتساب، آزمون یادداری با تاخیر و آزمون انتقال بود. نتایج نشان داد که بین مرحله اکتساب و یادداری تفاوت معناداری در متغیر زمان بندی نسبی وجود داشت(05/0&amp;amp;lt; p). ضمن آنکه نتایج نشان داد در مرحله انتقال، محرک شنیداری باعث بهبود عملکرد در زمان بندی نسبی و مطلق تکلیف پیگردی در کودکان و نوجوانان با اختلال هماهنگی رشدی شده است(05/0&amp;amp;lt; p). نتایج این پژوهش به طور کلی بیان می دارد که استفاده از محرک شنیداری در بهبود و اصلاح خطاهای زمانبندی نسبی و مطلق تکلیف حرکتی پیگردی موثر می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر شرایط جنگ بر فعالیت‌های پژوهشی و تولید علم</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101895.html</link>
      <description>در روزگاری که جهان بیش از هر زمان دیگری به دانش، نوآوری و همکاری‌های علمی برای حل چالش‌های پیچیده انسانی نیازمند است، وقوع جنگ‌ها و منازعات نظامی همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین موانع توسعه پایدار و پیشرفت علمی مطرح است. رویدادهای اخیر در مناطق مختلف جهان، به‌ویژه تنش‌ها و درگیری‌های نظامی در خاورمیانه، بار دیگر توجه جامعه جهانی را به پیامدهای گسترده جنگ معطوف کرده است. اگرچه نخستین تصاویر و اخبار منتشرشده از جنگ معمولاً بر خسارات انسانی، ویرانی زیرساخت‌ها و پیامدهای اقتصادی تمرکز دارند، اما یکی از ابعاد کمتر موردتوجه این بحران‌ها، تأثیر عمیق آن‌ها بر نظام‌های علمی، دانشگاهی و پژوهشی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط دامنه‌های حرکتی چرخش داخلی و خارجی مفصل ران با آسیب غیر‌برخوردی لیگامان صلیبی قدامی: یک مرور نظام‌مند و فراتحلیل</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101869.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف آسیب رباط صلیبی قدامی از شایع‌ترین آسیب‌های مفصل زانو است. عوامل بیومکانیکی اندام تحتانی، از‌جمله دامنه‌های حرکتی ران می‌توانند بر خطر بروز آن تأثیر بگذارند. با‌این‌حال نتایج مطالعات موجود ناهمگون و گاه متناقض است. هدف از این مطالعه، بررسی نظام‌مند و تحلیل کمی نقش دامنه‌های حرکتی چرخش داخلی و خارجی مفصل ران در بروز آسیب رباط صلیبی قدامی در افراد ورزشکار و غیرورزشکار بود.&amp;amp;nbsp;مواد و روش‌ها این پژوهش بر‌اساس دستورالعمل پریزما 2020 انجام شد. جست‌وجوی نظام‌مند در پایگاه‌های ساینس دایرکت، اسکوپوس، پروکوئست، وب‌آو‌ساینس، پابمد و پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و مگیران از ابتدا تا نوامبر سال 2025 انجام گرفت. داده‌ها به‌صورت استاندارد استخراج و کیفیت مطالعات با استفاده از چک‌لیست داونز و بلک ارزیابی شد. فراتحلیل با مدل اثرات تصادفی انجام شد. ناهمگنی با شاخص I&amp;amp;sup2;‌، سوگیری انتشار با نمودار قیفی و آزمون ایگر ارزیابی شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها 14 مطالعه با 1437 شرکت‌کننده برای چرخش داخلی و 13 مطالعه با 1113 شرکت‌کننده برای چرخش خارجی وارد فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد چرخش داخلی بین گروه آسیب‌دیده و سالم تفاوت معناداری ندارد.0/60-‌=‌SMD (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: &amp;amp;lrm;۱/۴۰- تا ۰/۲۰) ۰/۱۴=p و ناهمگنی صفر درصد I&amp;amp;sup2;‌=. &amp;amp;nbsp;برای چرخش خارجی نیز اختلاف مشاهده‌شده معنادار نبود ۰/۴5-= SMD (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۱/۲۳- تا &amp;amp;lrm;۰/۳۳)، &amp;amp;lrm;۰/۲۶=p و ناهمگنی صفر درصد I&amp;amp;sup2;‌=‌. تحلیل حساسیت پایداری نتایج را تأیید کرد. آزمون ایگر وجود سوگیری انتشار را رد کرد (p=0/69 برای چرخش داخلی و p=0/95 برای چرخش خارجی)نتیجه‌گیری یافته‌های این فراتحلیل نشان می‌دهد دامنه‌های حرکتی چرخش داخلی و خارجی مفصل ران، احتمالاً شاخص قابل‌اتکایی برای پیش‌بینی خطر آسیب رباط صلیبی قدامی نیستند و شواهد موجود از به‌کارگیری انحصاری آن‌ها در غربالگری حمایت نمی‌کند. بااین‌حال ارزیابی دامنه حرکتی ران می‌تواند در کنار سایر عوامل خطر و در چارچوب یک رویکرد چندعاملی در برنامه‌های پیشگیری از آسیب رباط صلیبی قدامی مدنظر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تأثیر روش فلورتایم در کار با کودکان مبتلا به اُتیسم: یک مطالعه مروری</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101872.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف اختلال طیف اُتیسم یک اختلال تکاملی فراگیر است که رشد و تکامل کودکان را از جنبه‌های مختلفی تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف این مطالعه مرور نظام‌مند تحقیقات موجود و ارزیابی تأثیر روش فلورتایم در کار با کودکان دارای اُتیسم است.مواد و روش‌ها یک بررسی نظام‌مند در پایگاه‌های علمی معتبر از‌جمله اسکوپوس، پابمد، مدلاین، سایک‌اینفو و ساینس‌دایرکت صورت گرفت. به‌دلیل افزایش چشمگیر پژوهش‌ها پیرامون رویکرد DIR/FLOORTIME در 2 دهه اخیر و فراهم بودن منابع علمی مقالاتی که بین سال‌های 2007 تا 2025 منتشر شده و به بررسی اثر استفاده از روش فلورتایم در بهبود عملکرد کودکان دارای اُتیسم پرداخته بودند، در این مطالعه گنجانده شدند.یافته‌ها بررسی‌ها نشان داد روش فلورتایم به‌طور چشمگیری در بهبود عملکردهای مختلف کودکان دارای اُتیسم مؤثر بوده است. اجرای این روش در خانه سبب ارتقای مهارت‌های ارتباطی، عملکردهای احساسی و قابلیت‌های زندگی روزمره شد. همچنین ارتباط میان والدین و فرزندان بهبود یافت. برخی از عوامل جمعیت‌شناختی والدین در موفقیت این روش نقش داشتند. در هیچ مطالعه‌ای عوارض جانبی برای والدین یا کودکان گزارش نشد.نتیجه‌گیری فلورتایم یک روش مقرون‌به‌صرفه، انعطاف‌پذیر و مبتنی بر کودک است که می‌تواند در سنین پایین توسط متخصصان حوزه توان‌بخشی، مانند کاردرمانگران و گفتاردرمانگران و متخصصان روانشناسی کودک اجرا شود. اگر این روش در مراحل اولیه رشد کودک (عموماً در سنین 2 تا 6 سال، که در مقالات بررسی‌شده نیز به‌عنوان گروه هدف معرفی شدند) به کار گرفته شود، می‌تواند به شکل قابل‌توجهی در رشد اجتماعی و عاطفی کودکان دارای اُتیسم نقش داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی اسکلتی‌عضلانی افراد مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا و سالم در فاز APA شروع راه رفتن</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101846.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف هدف مطالعه حاضر، ارزیابی پارامترهای کینتیکی و فعال‌سازی عضلانی در طول فاز تنظیم وضعیتی پیش‌بینی‌کننده (APA) شروع راه رفتن در افراد مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا و مقایسه آن با افراد سالم بود.&amp;amp;nbsp;مواد و روش‌ها 20 شرکت‌کننده در 2 گروه 10 نفره به‌صورت داوطلبانه شرکت کردند. شرکت‌کنندگان درحالی‌که روی صفحه نیرو به‌صورت ثابت ایستاده بودند، راه رفتن را به محض شنیدن سیگنال صوتی آغاز کردند. فعالیت عضلانی عضلات تیبیالیس آنتریور، سولئوس، بایسپس فموریس، رکتورس فموریس، پرونئوس لانگوس، گلوتئوس مدیوس و گلوتئوس ماکزیموس برای پای چپ و راست، همچنین پارامتر‌های نیرو (در 3 جهت) و مرکز فشار (در 2 جهت) برای 2 گروه ثبت شد. از آزمون تی مستقل برای مقایسه اختلاف بین پارامتر‌ها استفاده شد.یافته‌ها نتایج نشان می‌دهد در پارامترهای کینتیکی و فعالیت عضلات تیبیالیس آنتریور راست ،(P=0/04) بایسپس فموریس راست (P=0/04) و سولئوس راست (P=0/03) تفاوت معناداری بین گروه مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا و سالم وجود دارد. در سایرعضلات تفاوت معناداری وجود ندارد (p&amp;amp;gt;0/05).‌ نتایج نشان می‌دهد در فاز APA در افراد مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا نسبت به گروه سالم، فعالیت عضلات TA_r و SL_L کاهش و فعالیت عضله BF_L افزایش می‌یابد. این تغییرات با هدف حفظ وضعیت بدن، نشان‌دهنده تغییر الگو‌های ارسالی از سیستم عصبی مرکزی است.نتیجه‌گیری از‌آنجایی‌که فاز APA تحت کنترل ناحیه حرکتی ثانویه است، وجود تغییرات کنترل حرکتی در بیماران مبتلا به بی‌ثباتی مزمن مچ پا ممکن است ناشی از تغییرات فوق نخاعی باشد. برخی از عضلات به دلیل بی‌ثباتی مزمن مچ پا، استراتژی کنترل حرکتی را تغییر می‌دهند. تمرین عصبی‌عضلانی برای این عضلات می‌تواند در برنامه‌ریزی توان‌بخشی بیماران مورد توجه قرار بگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فرایند واجی حذف همخوان‌های زبان فارسی در گفتار دانش‌آموزان آموزش‌پذیر دارای سندرم داون در مقطع ابتدایی شهر تهران</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101848.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف فرایند واجی حذف‌ به‌عنوان یکی از شایع‌ترین مشکلات گفتاری در افراد دارای سندرم داون شناحته می‌شود. پژوهش حاضر به بررسی فرایند واجی حذف آواهای زبان فارسی از نوع همخوان‌ها، در تولید گفتارِ دانش‌آموزان آموزش‌پذیر دارای سندرم داون پایه سوم تا ششم ابتدایی شهر تهران می‌پردازد. هدف این پژوهش بررسی تواناییِ تشخیص و تسلط این دانش‌آموزان از پربسامدترین همخوان‌های حذف‌شده در تولید گفتارشان در چارچوب دیدگاه واج‌شناسی زایشی است.&amp;amp;nbsp;مواد و روش‌ها جامعه آماری این پژوهش شامل ۳۰ دانش‌آموز (۱۹ پسر و ۱۱ دختر) آموزش‌پذیر دارای سندرم داون، تک‌زبانه (فارسی)، بدون مشکلات بینایی، شنوایی، لکنت، خواندن و نوشتن با سن تقویمی ۱۱ تا ۱۸ سال و مشغول به تحصیل در دبستان‌های استثنایی شهر تهران است. در این پژوهش از ۳۰۰ تصویر جهتِ بررسی فرایند واجی حذف در تولید گفتار آزمودنی‌ها استفاده شده است. تمامی همخوان‌های حذف‌شده در تولید گفتار واژه‌های مربوط به تصاویر، مورد بررسی قرار گرفتند و پربسامدترین همخوان‌های حذف‌شده در گفتار ثبت شدند. سپس در جهت بررسی تواناییِ تشخیص و تسلط آزمودنی‌ها از پربسامدترین همخوان‌های حذف‌شده در گفتار، از مهارت نوشتاری آن‌ها استفاده شده است. همچنین جهت ارزیابیِ تواناییِ آزمودنی‌ها در تشخیصِ تفاوت بین صداهای مشابه زبانی، از آزمون &amp;amp;laquo;تمییز شنیدار وپمن&amp;amp;raquo; استفاده شد. روش جمع‌آوری داده‌ها به‌صورت میدانی و روش انجام پژوهش به‌صورت توصیفی‌تحلیلی بود. تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنف و ویلکاکسون و نرم‌افزار spss نسخه ۲۶ انجام شده است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها پربسامدترین همخوان‌های حذف‌شده در تولید گفتار دانش‌آموزان، شامل همخوان‌هایِ لثوی ـ روان r، لثوی ـ خیشومی n، لثوی ـ انسدادی t، لثوی ـ روان l و لثوی ـ انسدادی d بودند. مقایسه انجام‌شده بین 2 متغیر حذف پربسامدترین همخوان‌ها در گفتار با حذف پربسامدترین همخوان‌ها در نوشتار نشان داد اختلاف معناداری بین این دو متغیر وجود ندارد (p&amp;amp;lt;0/05).&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری نتایج این پژوهش نشان می‌دهد دانش‌آموزان آموزش‌پذیر دارای سندرم داون پایه سوم تا ششم ابتدایی مشغول به تحصیل در دبستان‌های استثنایی شهر تهران، تشخیص و تسلط کافی بر پربسامدترین همخوان‌های حذف‌شده در گفتار را دارند که می‌تواند نشان‌دهنده رشد ادراکات واجی دانش‌آموزان باشد. دلیل به‌کار‌گیری فراوانِ فرایند واجی حذف در گفتار دانش‌آموزان مربوط به مشکلات و نقص ساختاری و کاربردی در اندام‌های تولید گفتار است. گفتنی است خطاهای واج‌شناختی در این دانش‌آموزان مشاهده نمی‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر 6 هفته تمرین تناوبی شدید و تمرین هوازی با شدت متوسط بر سطح سرمی CTRP1 و شاخص‌های التهابی قلبی‌عروقی در مردان چاق</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101876.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف چاقی با بروز التهاب مزمن و افزایش خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی همراه است. از سوی دیگر، فعالیت بدنی به‌عنوان روشی مؤثر در بهبود عوامل التهابی و متابولیکی مطرح می‌شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرین تناوبی شدید و تمرین هوازی با شدت متوسط بر سطح سرمی پروتئین مرتبط با C1q/TNF یک (CTRP1) و شاخص‌های التهابی قلبی‌عروقی در مردان چاق بود.مواد و روش‌ها در یک مطالعه نیمه‌تجربی 30 نفر از مردان چاق با شاخص توده بدنی ۳۰ کیلوگرم بر متر مربع به روش نمونه‌گیری &amp;amp;nbsp;تصادفی ساده انتخاب و در 3 گروه تمرین تناوبی شدید، گروه تمرین هوازی با شدت متوسط و کنترل (هر گروه 10 نفر) قرار گرفتند. تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) (با شدت 90 تا 100 درصد حداکثر ضربان قلب) و تمرین هوازی با شدت متوسط (MICT) (60 تا 75 درصد ضربان قلب ذخیره) به مدت 6 هفته و 3 جلسه در هفته انجام شد. مقادیر سرمی CTRP1، اینترلوکین-6 و پروتئین واکنشی C (CRP) پیش ‌از مداخله و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین اندازه‌گیری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی کمترین تفاوت معنی‌دار (LSD) و تی زوجی در سطح معنا‌داری 05/P&amp;amp;le;0 انجام شد.یافته‌ها نتایج بررسی تفاوت بین‌گروهی با تحلیل کوواریانس نشان داد در سطح CTRP1 (P=0/002, F=8/64)‌، IL-6 (P=0/004, F=6/47) و CRP (P=0/004, F=14/00) بین گروه‌های مورد‌مطالعه تفاوت معنی‌داری وجود داشت. نتایج آزمون تعقیبی LSD نشان داد در گروه تمرین تناوبی شدید و تمرین هوازی با شدت متوسط در مقایسه با گروه کنترل سطوح CTRP1 ،IL-6 و CRP کاهش معنادار داشت (05&amp;amp;ge;p). در‌حالی‌که بین 2 گروه تمرینی تمرین تناوبی شدید و تمرین هوازی با شدت متوسط در هیچ‌یک از متغیرها تفاوت معناداری مشاهده نشد.نتیجه‌گیری نتایج این مطالعه نشان می‌دهد تمرینات تناوبی شدید و هوازی با شدت متوسط می‌توانند راهبردی مؤثر برای بهبود شاخص‌های التهابی و ضدالتهابی مرتبط با بیماری‌های قلبی‌عروقی در افراد چاق باشند. هرچند اثر تمرینات شدیدتر بارزتر به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایایی مجموعه آزمون‌های عملکردی برای غربالگری خطر آسیب رباط صلیبی قدامی در بازیکنان فوتبال</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101873.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف خطر وقوع آسیب رباط صلیبی قدامی در بازیکنان فوتبال با الگوهای غیرطبیعی حین حرکات پرش‌فرود و تغییر جهت‌های ناگهانی بسیار زیاد است؛ با‌این‌حال در بسیاری از مطالعات گذشته، پایایی آزمون‌های غربالگری به‌صورت تک‌آزمون و یا با استفاده از ابزارهای مجزا اندازه‌گیری شده‌اند. به همین دلیل هدف این مطالعه، تعیین پایایی بین‌آزمونگر و درون‌آزمونگر در قالب یک مجموعه آزمون عملکردی (پرش عمودی از ارتفاع، دویدن همراه با تغییر جهت ناگهانی، سیستم امتیازدهی خطای پرش‌فرود، پرش تاک، اسکات تک‌پا و تعادل ستاره) و هم‌زمان‌سازی‌شده، به‌وسیله دستگاه‌های آنالیز حرکت، صفحه نیرو، الکترومایوگرافی سطحی و ایزوکینتیک در بازیکنان فوتبال است.مواد و روش‌ها 35 بازیکن فوتبال مرد، 6 آزمون عملکردی را در 2 جلسه‌ جداگانه، با فاصله ۷۲ ساعت و تحت شرایط یکسان و استاندارد انجام دادند. پایایی بین‌آزمونگر با استفاده از ضریب همبستگی درون‌طبقه‌ای (2/1) و پایایی درون‌آزمونگر با استفاده از ضریب همبستگی درون‌طبقه‌ای (3/1) محاسبه شد. خطای مطلق اندازه‌گیری با استفاده از خطای استاندارد اندازه‌گیری و میزان حداقل تغییر قابل‌تشخیص (MDC95) در سطح اطمینان 95 درصد کمی‌‌سازی شد.یافته‌ها بیشترین تکرارپذیری در پایایی بین‌آزمونگر مربوط به دستگاه‌های آنالیز حرکت (0/94=ICC) و ایزوکینتیک (0/91) بود و پایایی قابل‌قبولی برای دستگاه‌های صفحه نیرو (0/87) و الکترومیوگرافی (0/82) مشاهده شد. همچنین پایایی درون‌آزمونگر برای متغیرهای ایزوکینتیک (0/88=ICC) بیشترین مقدار و برای دستگاه‌های آنالیز حرکت (0/77) و الکترومیوگرافی (0/78) در حد متوسط بود، اما صفحه نیرو (0/48) کمترین تکرارپذیری را در بین دستگاه‌ها نشان داد. آزمون‌های عملکردی مبتنی بر پرش‌فرود، مقادیر MDC95 &amp;amp;nbsp;کمتری (حدود 13 تا 15 درصد) نسبت به آزمون‌های چند‌جهتی و پلیومتریک نشان دادند (بیش از 20 تا 30 درصد).نتیجه‌گیری یافته‌های این مطالعه آستانه‌های تکرارپذیری برای ابزارها و آزمون‌های عملکردی، جهت تفسیر تغییرات نورومکانیکی پیشنهاد می‌کند و همچنین کاربرد مجموعه آزمون‌های عملکردی چند‌حالته برای غربالگری و ارزیابی پیش از ‌فصل، پایش طولی داخل فصل و بازگشت به ورزش بعد از آسیب در بازیکنان فوتبال را ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر برنامه مداخلاتی مک‌کارنی بر پردازش واج‌شناختی و حافظه فعال شنیداری دانش‌آموزان مبتلا به نارساخوان</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101874.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف نارساخوانی یکی از شایع‌ترین اختلالات یادگیری است که با ضعف در مهارت‌های زیربنایی خواندن، به‌ویژه پردازش واج‌شناختی و حافظه فعال شنیداری همراه است. این پژوهش به بررسی تأثیر برنامه مداخلاتی مک‌کارنی بر بهبود پردازش واج‌شناختی و حافظه فعال شنیداری دانش‌آموزان نارساخوان می‌پردازد.مواد و روش‌ها این پژوهش با روش نیمه‌آزمایشی و طرح پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری ۴۵ روزه انجام شد. نمونه پژوهش شامل ۴۰ دانش‌آموز نارساخوان شهر اصفهان بود که به‌صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در ۱۰ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای تحت برنامه مداخلاتی مک‌کارنی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل آزمون خواندن و نارساخوانی کرمی ‌نوری و همکاران و آزمون حافظه فعال شنیداری دانیمن و کارپنتر بود. داده‌ها با تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر تحلیل شد.یافته‌ها نتایج نشان داد برنامه مک‌کارنی موجب بهبود معنادار پردازش واج‌شناختی و حافظه فعال شنیداری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (0/001&amp;amp;gt;p). این بهبود در مرحله پیگیری نیز حفظ شد و تعامل معنادار گروه و زمان، بیانگر تداوم اثر مداخله بود.نتیجه‌گیری برنامه مداخلاتی مک‌کارنی با تأکید بر آموزش مرحله‌ای و چندحسی، می‌تواند به‌طور مؤثر کارکردهای شناختی مرتبط با خواندن را در دانش‌آموزان نارساخوان بهبود بخشد و اثرات آن در طول زمان پایدار بماند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر تمرین‌درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی بر داده‌های فتوگرامتری، درد، دامنه حرکتی گردن، ناتوانی وتعادل در افراد جوان دارای وضعیت جلوآمده سر</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101875.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف جلو‌آمدگی سر یکی از شایع‌ترین اختلالات پوسچرال است. در این وضعیت قوس گردنی صاف می‌شود و در‌نتیجه سر جلوتر از خط عمود قرار می‌گیرد. در جوامع امروزی با گسترش استفاده از کامپیوتر و تلفن همراه شیوع این مشکل پوسچرال افزایش‌یافته است. در میان روش‌های درمانی، مؤثر‌ترین درمان، تمرین‌درمانی است. استفاده از روش‌های جدیدی، از‌جمله واقعیت مجازی ممکن است با ایجاد انگیزه، افزایش تعداد تکرار و افزایش مدت تمرینات به اثربخشی بیشتر تمرین‌درمانی کمک کند.هدف از این مطالعه بررسی اثر تمرین‌درمانی مبتنی بر واقعیت مجازی در افراد دارای جلو‌آمدگی سر است.مواد و روش‌ها در این مطالعه که از نوع مداخله‌ای و کارآزمایی بالینی است، 50 نفر آقا و خانم جوان 18 تا 29 ساله که دارای جلوآمدگی سر بودند به‌صورت تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند. در گروه واقعیت مجازی، افراد تمرین چین‌تاک را در قالب بازی و با عینک واقعیت مجازی انجام دادند و در گروه کنترل، افراد همان تمرین را بدون استفاده از واقعیت مجازی در خانه انجام دادند. متغیرهای زاویه کرانیوورتبرال، درد، شاخص ناتوانی گردن، دامنه حرکتی و تعادل قبل و بعد از مداخله در هر گروه ارزیابی شدند.یافته‌ها نتایج نشان داد که تمرین چین تاک با و بدون استفاده از واقعیت مجازی هر دو موجب بهبودی معنادار متغیرهای اندازه‌گیری‌شده می‌شود (p&amp;amp;lt;0/05) و بین 2 گروه، تفاوت معناداری وجود ندارد (p&amp;amp;gt;0/05).نتیجه‌گیری مطالعه حاضر نشان داد تمرین‌درمانی معمول و تمرین‌درمانی بر بستر واقعیت مجازی، هر دو موجب بهبودی زاویه کرانیوورتبرال، درد، ناتوانی، دامنه حرکتی گردن و تعادل در افراد جوان دارای جلوآمدگی سر می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تغییرات متغیرهای فضایی‌زمانی راه رفتن و تعادل ایستا در 3 ماهه اول و سوم بارداری بین زنان باردار با شدت‌های مختلف کمردرد</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101878.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف بارداری با تغییرات ساختاری، پاسچرال و بیومکانیکی قابل‌توجهی همراه است که می‌تواند الگوی راه رفتن و کنترل تعادل را تحت‌تأثیر قرار دهد. کمردرد بارداری به‌عنوان یکی از شایع‌ترین اختلالات اسکلتی‌عضلانی این دوران، ممکن است این تغییرات را تشدید کرده و منجر به اتخاذ راهبردهای حرکتی جبرانی و افزایش ناپایداری شود. هدف پژوهش حاضر، مقایسه تغییرات متغیرهای فضایی‌زمانی راه رفتن و تعادل ایستا در زنان باردار با شدت‌های مختلف کمردرد، بین اوایل 3‌ ماهه اول و اواخر3 ‌ماهه سوم بارداری بود.مواد و روش‌ها این پژوهش به‌صورت آینده‌نگر انجام شد. اندازه‌گیری‌ها در 2 مرحله شامل ماه سوم و ماه نهم بارداری صورت گرفت. شدت کمردرد بارداری صرفاً در ماه نهم با استفاده از مقیاس دیداری درد ارزیابی شد و آزمودنی‌ها بر‌اساس آن به 2 گروه کمردرد خفیف و کمردرد متوسط تا شدید تقسیم شدند. تعادل ایستا با استفاده ازصفحه تعادل وی (Wii Balance Board) و شاخص طول جابه‌جایی مرکز فشار اندازه‌گیری شد. ثبت راه رفتن در صفحه حرکتی ساجیتال و با فرکانس نمونه‌برداری ۱۰۰ هرتز انجام شد. هر آزمودنی 6 دور عمل رفت‌وبرگشت را انجام داد. 3 دور ابتدایی به‌منظور دستیابی به الگوی طبیعی راه رفتن حذف و تحلیل از دور چهارم آغاز شد. 3 گام راست متوالی از دورهای چهارم، پنجم و ششم برای تحلیل انتخاب شد. پس از کالیبراسیون خطی، ویدئوها در نرم‌افزار کینووا (نسخه 0/9/5) تحلیل و نشانگرهای مجازی روی پاشنه، قوزک خارجی و سر متاتارس پنجم قرار گرفت. تغییرات متغیرها به‌صورت اختلاف مقادیر ماه سوم و نهم محاسبه و با آزمون تی مستقل و من‌ویتنی یو تحلیل شد.یافته‌ها نتایج نشان داد تغییر زمان گام ‌برداشتن بین گروه‌ها معنی‌دار است (0/01‌&amp;amp;gt;p). در مقایسه بین گروه‌ها، کاهش طول گام و طول قدم راست و چپ و همچنین افزایش زمان قدم‌ها در زنان با کمردرد متوسط تا شدید به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه کمردرد خفیف بود (0/05‌&amp;amp;gt;p) که بیانگر اتخاذ الگوی راه رفتن محافظه‌‌کارانه‌‌تر با افزایش شدت کمردرد بارداری است؛ علاوه‌بر‌این در شاخص‌های تعادل ایستا، طول جابه‌جایی مرکز فشار در گروه کمردرد متوسط تا شدید افزایش معنی‌داری نسبت به گروه خفیف نشان داد (0/05‌&amp;amp;gt;p).نتیجه‌گیری شدت بالاتر کمردرد در ماه نهم بارداری ممکن است با تغییرات نامطلوب‌تر در الگوی راه رفتن و افزایش نوسانات تعادل ایستا همراه باشد. این یافته‌ها نشان می‌دهد پایش عملکرد حرکتی و طراحی مداخلات توان‌بخشی هدفمند در دوران بارداری می‌تواند مفید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل المان محدود مچ پا با سی‌تی و سی‌تی مجازی مبتنی بر ام‌آر‌آی: مطالعه موردی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101871.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف تحلیل به روش المان‌محدود به یکی از روش‌های متداول در پیش‌بینی توزیع بار میان پا و تکیه‌گاه‌های مختلف تبدیل شده است و اطلاعات مفیدی درباره تنش‌های درونی ساختارهای استخوانی ارائه می‌دهد. ساخت مدل‌های دقیق در این روش، وابسته به داده‌های تصویربرداری پزشکی برای بازسازی هندسه استخوان‌ها و بافت‌ها است. سی‌تی‌اسکن رایج‌ترین روش برای تصویربرداری از استخوان و مبنای اصلی مدل‌سازی بیومکانیکی مفاصل است. با‌این‌حال، نگرانی‌های مرتبط با پرتوزایی، به‌طور خاص در تصویربرداری‌های مکرر از افراد، تصویربرداری از کودکان و یا جمعیت‌های حساس، لزوم استفاده از گزینه‌های ایمن‌تر و بدون تابش مانند ام‌آرآی را پررنگ می‌کند. با وجود مزایای ام‌آرآی نظیر کیفیت مناسب بافت نرم و ایمنی پرتویی، استخراج مستقیم هندسه استخوانی از آن، به‌ دلیل وضوح پایین مرزهای ساختاری استخوان، به‌ویژه در مفاصل پیچیده‌ای مانند مچ پا، با چالش مواجه است. نوع دیگری از تصاویر وجود دارند؛ تصاویری شبیه به سی‌تی‌اسکن که با استفاده از تصاویر ام‌آرآی با به کار بردن هوش مصنوعی تولید می‌شوند و به نام سی‌تی مجازی شناخته می‌شوند. هدف این پژوهش، ارزیابی دقت و قابلیت جایگزینی مدل‌های استخوانی حاصل از 2 روش نوین (شامل ام‌آرآی استخوانی و سی‌تی مجازی که هر دو مبتنی بر ام‌آرآی هستند) در مقایسه با سی‌تی‌اسکن مرجع در تحلیل‌های تنش مفصل مچ پا است.مواد و روش‌ها در این پژوهش، به‌منظور بررسی امکان‌سنجی کاربرد روش‌های مختلف تصویربرداری در مدل‌سازی بیومکانیکی مفصل مچ پا، از تصاویر سی‌تی‌اسکن، ام‌آرآی و سی‌تی مجازی استفاده شد. برای 3 مفصل مچ پای سالم، در‌مجموع 6 مدل سه‌بعدی از ترکیب این تصاویر تولید شد. فرایند بخش‌بندی استخوان‌ها در نرم‌افزار میمیکس انجام شد و مدل‌های سه‌بعدی این استخوان‌ها به‌منظور تعیین موقعیت استاندارد قرارگیری، تولید غضروف‌ها، صیقل دادن جزئی سطوح نوک تیز و مش‌بندی به نرم‌افزار تری‌متیک منتقل شدند. درنهایت شبیه‌سازی مکانیکی با روش المان‌محدود جهت تحلیل توزیع تنش و جابه‌جایی مفصل در نرم‌افزار آباکوس صورت گرفت.یافته‌ها یافته‌ها نشان دادند مدل‌های سی‌تی‌ مجازی، از‌نظر مقادیر حداکثر تنش و الگوی توزیع تنش، تطابق خوبی با مدل‌های مرجع سی‌تی‌اسکن داشته و اختلاف حداکثر 5 درصد در مقدار تنش تماسی ایجاد کردند. در مقابل، ام‌آرآی استخوانی علاوه بر تفاوت در مدل توزیع تنش، به ترتیب تفاوت 12 و 45 درصد در مقدار حداکثر تنش تماسی و تنش فون‌مایسز را نشان داد.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری این نتایج بیانگر آن است که در شرایط فعلی، مدل‌سازی مستقیم از ام‌آرآی استخوانی برای تحلیل‌های تنش مکانیکی فاقد دقت کافی است؛ اما تولید تصاویر سی‌تی مجازی با روش‌های هوش مصنوعی از ام‌آرآی استخوانی، مسیری امیدوارکننده برای جایگزینی سی‌تی‌اسکن در مدل‌سازی‌های بیومکانیکی آینده فراهم می‌‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر ارتوز مچ پا-پایی قدامی بر پارامترهای راه‌رفتن، تعادل و عملکرد حرکتی در بیماران دارای همی‌پلژی با افتادگی مچ پا: مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101863.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: آسیب‌دیدگی مچ پا یکی از پیامدهای همی‌پلژی و ضایعات نورولوژی به ویژه سکته مغزی است که بر کاهش ثبات پا و اختلال در راه رفتن می‌افزاید. استفاده از ارتوز مچ‌پا-پایی به عنوان یکی از ابزارها در توانبخشی این بیماران تأثیر بسیار مثبت و چشم‌گیری در کارایی راه رفتن دارد. دو نوع رایج‌ آن ارتوز خلفی و ارتوز قدامی می باشد. این مطالعه مروری به صورت سیستماتیک و با هدف تحلیل اثرات ارتوز قدامی بر متغیرهای راه رفتن، تعادل و عملکرد حرکتی در بیماران همی‌پلژی مبتلا به افتادگی مچ پا انجام گرفت، همچنین اثرات آن با ارتوز خلفی و در حالت بدون ارتوز مقایسه شد.
روش کار: بررسی سیستماتیک در پایگاه‌های اطلاعاتی پابمد، اسکوپوس، وب آف ساینس، پروکوئست و گوگل اسکالر از آغاز تا سپتامبر ۲۰۲۵ انجام گردید. مقالاتی برای ارزیابی نهایی انتخاب شد که به بررسی اثرات ارتوز قدامی بر پارامترهای راه رفتن، تعادل و عملکرد حرکتی افراد مبتلا به همی‌پلژی پرداخته بودند. ارزیابی کیفیت مقالات با چک‌لیست اصلاح‌شده‌ی بلک و داونز انجام گردید.
نتایج: در کل، 11 مقاله شامل ۲۱۸ بیمار مبتلا به همی‌پلژی برای ارزیابی نهایی انتخاب شدند. اکثر مقالات از نوع شبه‌ تجربی با کیفیت متوسط بودند و دو مقاله نیز از کیفیت بالایی برخوردار بودند. در مجموع، یافته ها نشان داد که پوشیدن ارتوز قدامی نسبت به حالت بدون ارتوز باعث بهبود معنادار طول گام، سرعت راه رفتن، تحمل وزن روی اندام آسیب دیده و تعادل خارجی فرد گردید  (05/ 0P &amp;amp;lt;). در مقایسه ارتوز قدامی با ارتوز خلفی، تفاوت معنا‌داری در اکثر پارامترهای اندازه گیری شده یافت نشد (05/ 0P &amp;amp;gt;)، اما در برخی مقالات، مصرف انرژی کمتر و احساس راحتی بیشتری با ارتوز قدامی نسبت به ارتوز خلفی گزارش شد.
نتیجه‌گیری: عملکرد راه‌ رفتن و تعادل می‌تواند با پوشیدن ارتوز قدامی در بیماران همی‌پلژی بهبود یابد، هرچند شواهد از لحاظ کیفیت روش شناسی در سطح متوسط قرار دارند، انجام کارآزمایی‌های تصادفی با نمونه‌های بزرگ‌تر و طراحی استاندارد به منظور بررسی اثرات بلند مدت ارتوز و نقش آموزش راه‌رفتن تحت نظارت درمانگر هنگام استفاده از ارتوز در بیماران همی پلژی توصیه می گردد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر آنی تمرینات تعادلی و ماندگاری آن بر حس وضعیت مفصل مچ پای بسکتبالیست ها</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101870.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف 
هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین تاثیر آنی تمرینات تعادلی با تخته تعادل و ماندگاری آن بر حس وضعیت مفصل مچ پای بسکتبالیست ها بود. 
مواد و روش ها
آزمودنی های پژوهش حاضر را 40 آزمودنی مرد تشکیل دادند که به صورت تصادفی دو گروه کنترل و تجربی قرار گرفتند. خطای باز سازی مفصل مچ پای تمامی آزمودنی‌ها در زاویه 30 درجه پلانتارفلکشن مچ پا به روش فوتوگرامتری (عکس برداری) بعد از 5 دقیقه گرم کردن به صورت تصادفی اندازه‌گیری شد. سپس گروه تجربی در پروتکل تمرینی کوتاه مدت تحقیق شرکت کردند در حالی که گروه کنترل در این مدت زمان در حالت خوابیده به استراحت پرداختند. در نهایت بلافاصله بعد از اتمام تمرین و یک ساعت پس از اتمام تمرین، در هر دو گروه همانند پیش آزمون در پس آزمون‌ها، حس وضعیت مفصل مچ پای آنان اندازه‌گیری و ثبت شد. اطلاعات بدست آمده با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی و با بهره‌گیری از نرم افزار SPSS نسخه 21 مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفت.

یافته ها
نتایج آزمون تی همبسته نشان داد که دقت حس وضعیت مفصل مچ پا (19=df ،100/11=t ، 001/0=p)  آزمودنی‌ها بعد از شرکت در یک جلسه تمرین با تخته تعادل، به طور معناداری بهبود یافته است. همچنین، از لحاظ آماری اختلاف معناداری در میزان خطای مطلق بازسازی زاویه‌ای مفصل مچ پا بین پس آزمون و متعاقب آن یک ساعت بی‌تمرینی وجود نداشت. (مچ پا 19=df ،211/0=t ، 835/0=p) در گروه کنترل نیز، بین خطای مطلق بازسازی زاویه‌ مفصل مچ پا در پیش آزمون و پس آزمون و متعاقب آن یک ساعت بی‌تمرینی اختلاف معناداری یافت نشد. (مچ پا 19=df ،180/0- =t ، 859/0=p).
نتیجه گیری
این چنین به نظر می‌رسد که یک جلسه تمرین با تخته تعادل سبب تحریک گیرنده‌های حسی مفصل مچ پای بازیکنان مرد بسکتبال می‌شود که این عامل میزان دقت حس وضعیت را افزایش داده و اثر آن تا یک ساعت بعد از تمرین همچنان باقی می‌ماند. بنابراین پیشنهاد می‌شود که از این شیوه تمرینی در گرم کردن بازیکنان قبل از تمرین و مسابقه استفاده گردد،  زیرا به نظر می رسد با افزایش دقت حس وضعیت مفصل مچ پای بازیکنان بسکتبال احتمال شیوع آسیب در این مفاصل کاهش می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شیوع و عوامل مرتبط با اختلالات اسکلتی-عضلانی در کارمندان دانشگاه فرهنگیان اراک</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101877.html</link>
      <description>زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار، آسیبها یا اختلالات عضلات، اعصاب، تاندونها، مفاصل، غضروف و دیسک ستون مهره‌ای است که نتیجه محیط کار و عملکرد افراد در محل کار است. این مطالعه با هدف تعیین شیوع ناراحتی اسکلتی عضلانی، درد و ارتباط آن با اطلاعات دموگرافیک و شغلی کارمندان اداری دانشگاه فرهنگیان اراک انجام شد. 
مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی-مقطعی صدنفر ازکارمندان اداری(64% مردان و 36% زنان) دانشگاه فرهنگیان اراک با میانگین سنی 81/42 سال و میانگین وزنی 95/75 کیلوگرم وارد پژوهش شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه نوردیکو برای اندازه‌گیری درد از مقیاس آنالوگ بصری استفاده شد و در ادامه مدل مفهومی تعامل متغیرهای دموگرافیک و شغلی منجر به شیوع اختلالات عضلانی اسکلتی در نواحی خاص بدن معرفی شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از شاخص درصد فراوانی و کوواریانس استفاده شد. 
یافته‌ها: بیشترین اختلالات عضلانی اسکلتی مربوط به کمر(42% )، شانه(%40 )، پشت و گردن( هر کدام 36% ) بود. ناراحتی کمر رابطه معنی‌داری با سن، جنسیت، پست سازمانی و استفاده از کامپیوتر داشت. ناراحتی شانه با سن، وزن، سابقه کار و استفاده از کامپیوتر رابطه معنی‌داری داشت. ناراحتی پشت با فاکتورهای سن و پست سازمانی و ناراحتی گردن نیز با سن و قد و استفاده از کامپیوتر رابطه معنی‌داری داشتند.
نتیجه‌گیری: بکارگیری مناسب کارمندان در پستهای کاری و همچنین آموزش حفظ وضعیت بدنی درست حین انجام کار ، داشتن یک برنامه ورزشی و فیزیوتراپی در محل کار جهت کاهش زمان نشستن و افزایش فعالیت بدنی روزانه و کاهش درد بالینی پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر آینه درمانی بر دامنه حرکتی فعال اکستانسیون مچ دست و عملکرد حرکتی اندام فوقانی در کودکان فلج مغزی همی پلژیک 14-9 ساله</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101879.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف:  آینه درمانی با استفاده از فیدبک‌های بینایی به عنوان یک درمان امیدوارکننده برای کودکان مبتلا به فلح مغزی ظهور کرده است و اثرات درمانی آن بر روی اندام فوقانی مبتلای کودکان فلج مغزی همی پلژی همچنان مورد تحقیق می‌باشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آینه درمانی بر دامنه حرکتی اکستانسیون مچ دست و عملکرد اندام فوقانی در کودکان فلج مغزی همی پلژیک انجام شد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه  کارآزمایی بالینی یک سو کور 30 کودک فلج مغزی همی پلژی در دامنه سنی 14-9 سال بر اساس ملاک‌های ورود انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. برنامه معمول کاردرمانی برای هر دو گروه انجام شد. علاوه بر آن گروه مداخله به مدت 6 هفته و هفته ای سه روز تحت آینه درمانی قرار گرفتند. قبل و بعد از مداخله دامنه حرکتی اکستانسیون مچ دست با گونیامتر و عملکرد حرکتی اندام فوقانی با فوگل مایر اندازه گیری شد. داده ها توسط آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین عملکرد حرکتی اندام فوقانی و همچنین دامنه حرکتی اکستانسیون مج دست بین دو گروه پس از مداخله تفاوت معنی دار بود (05/0(P&amp;amp;lt;. 
نتیجه‌گیری: 
به نظر می‌رسد که آینه‌درمانی در کودکان مبتلا به همی‌پلژی در بهبود عملکرد اندام فوقانی مفید است و برای اثبات این موضوع، مطالعات بیشتر با حجم نمونه بیشتر مورد نیاز است. 
کلید واژه‌ها: آینه درمانی، فلج مغزی همی پلژی، عملکرد اندام فوقانی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه قدرت ایزوکینتیکی اندام فوقانی در بازیکنان مبتدی و نخبه بسکتبال با ویلچر</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101880.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف عملکرد موفق در بسکتبال با ویلچر به میزان زیادی به قدرت و تعادل عضلانی اندام فوقانی وابسته است. ماهیت تکراری فعالیت‌هایی مانند راندن ویلچر، پاس و شوت فشار قابل توجهی بر مفاصل شانه و آرنج وارد می‌کند و می‌تواند منجر به تغییرات عملکردی و عدم تعادل عضلانی شود. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه قدرت ایزوکینتیکی مفاصل شانه و آرنج بین بازیکنان نخبه و مبتدی بسکتبال با ویلچر بود. 
مواد و روش ها این مطالعه بر روی ۱۸ بازیکن بسکتبال با ویلچر در دو گروه نخبه(۱۰ نفر) و مبتدی(۸ نفر) انجام شد. قدرت ایزوکینتیکی فلکسورها و اکستنسورهای آرنج و چرخش‌دهنده‌های داخلی و خارجی شانه در سرعت‌های زاویه‌ای ۶۰ و ۱۸۰ درجه بر ثانیه با استفاده از دستگاه دینامومتر ایزوکینتیک اندازه‌گیری شد. برای مقایسه گروه‌ها از آزمون تی مستقل در سطح معناداری  0/05&amp;amp;ge;&amp;amp;alpha; استفاده شد.
یافته ها نتایج نشان داد بازیکنان نخبه در حداکثر گشتاور فلکسورهای آرنج در سرعت‌های ۶۰ و ۱۸۰ درجه بر ثانیه، حداکثر گشتاور اکستنسورهای آرنج در سرعت ۱۸۰ درجه بر ثانیه و نسبت آگونیست به آنتاگونیست چرخش‌دهنده‌های شانه در سرعت ۶۰ درجه بر ثانیه به طور معنی‌داری مقادیر بیشتری نسبت به بازیکنان مبتدی داشتند(۰۵/۰P &amp;amp;lt;) با این حال، در سایر متغیرها تفاوت معنی‌داری بین دو گروه مشاهده نشد (۰۵/۰P &amp;amp;gt;).
نتایج پژوهش حاضر نشان داد تفاوت بین بازیکنان نخبه و مبتدی بسکتبال با ویلچر صرفاً به افزایش عمومی قدرت عضلانی محدود نیست، بلکه این تفاوت به‌صورت اختصاصی در برخی شاخص‌های عملکردی اندام فوقانی مشاهده می‌شود. بازیکنان نخبه در قدرت فلکسورهای آرنج در هر دو سرعت آزمون و اکستنسورهای آرنج در سرعت بالا عملکرد بهتری داشتند، در حالی که در بسیاری از شاخص‌های قدرت مطلق شانه اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. از سوی دیگر، تفاوت معنی‌دار در نسبت آگونیست به آنتاگونیست شانه نشان داد که سطح مهارتی بالاتر می‌تواند با الگوی تعادل عضلانی مطلوب‌تر همراه باشد.
نتیجه گیری: این یافته‌ها بیانگر آن است که پیشرفت عملکرد در بسکتبال با ویلچر تنها وابسته به افزایش حجم تمرین نیست، بلکه به سازگاری‌های اختصاصی عصبی‌عضلانی، توسعه قدرت در عضلات کلیدی و بهبود هماهنگی عضلانی نیز مرتبط است. از نظر کاربردی، توصیه می‌شود در بازیکنان مبتدی علاوه بر تمرینات قدرتی عمومی، برنامه‌های هدفمند برای تقویت فلکسور و اکستنسور آرنج، عضلات چرخش‌دهنده شانه و اصلاح نسبت‌های عضلانی طراحی شود تا هم عملکرد ورزشی ارتقا یابد و هم خطر آسیب‌های شانه و آرنج کاهش پیدا کند.
واژه های کلیدی بسکتبال با ویلچر، قدرت ایزوکینتیکی، مفصل شانه، مفصل آرنج</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین‌های چندبعدی اختلال نارساخوانی: از نقص در پردازش حسی تا نارسایی‌های شناختی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101881.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف  اختلال نارساخوانی دارای سبب‌شناسی پیچیده عصب‌شناختی است. مدل‌های نوین نشان می‌دهند نقایص پردازش حسی بنیادین با ایجاد ناپایداری ادراکی و اشباع منابع شناختی، فرآیند یادگیری را مختل می‌سازند. پژوهش حاضر با هدف مرور  شواهد علمی مرتبط با تبیین‌های چندبعدی نارساخوانی و ارزیابی میزان اثربخشی مداخلات مبتنی بر رویکرد پردازش حسی و توانبخشی شناختی، بر بهبود مهارت خواندن انجام پذیرفت.
مواد و روش‌ها پژوهش حاضر در قالب یک مطالعه مروری بر پایه دستورالعمل‌های استاندارد بیانیه پریزما (2020) در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ صورت گرفت. جستجوی ساختاریافته در پایگاه‌های و منابع استنادی داخلی (پایگاه مجلات تخصصی نور ،ایرانداک سیویلیکا )و خارجی (ساینس دایرکت، اریک، اسکوپوس، پامبد و سیج ژونال) 480 مقاله با کلیدواژه‌های تخصصی &amp;amp;laquo;نارساخوانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توانبخشی شناختی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پردازش حسی&amp;amp;raquo; استخراج گردید. در گام نخست، پس از حذف رکوردهای تکراری و اجرای فرآیند غربالگری، در نهایت 41 مقاله جهت انجام تحلیل نهایی وارد مطالعه شدند. داده‌های مورد نیاز از مقالات منتخب استخراج گردیده و بر پایه مضامین و رویکردهای مطالعاتی، به شیوه‌ای توصیفی طبقه‌بندی شدند.
یافته‌ها  نتایج به دست آمده در سه بعد تبیین شد؛ نخست اینکه مبانی عصب‌شناختی نشان داد کودکان مبتلابه اختلال خواندن، بدتنظیمی حسی دارند که به ناپایداری حرکات چشم و نقص توجه دیداری می‌انجامد. بعد دوم بیانگر آن است که نقص پردازش حسی با تحمیل بار شناختی مضاعف، ظرفیت حافظه فعال را تقلیل می‌دهد؛ در نهایت، رویکردهای درمانی ترکیبی شامل تحریکات حسی کنترل‌شده و فعالیت‌های حسی -شناختی، زمینه‌ساز بهبود مهارت خواندن می‌شوند. 
نتیجه‌گیری  نارساخوانی اختلالی با ریشه‌های زیرقشری و تظاهرات قشری است. تمرکز انحصاری بر مداخلات آموزشی بدون اصلاح زیرساخت‌های حسی، غالباً به مقاومت درمانی می‌انجامد. نتایج مرور حاضر، کاربست یک پروتکل سلسله‌مراتبی را پیشنهاد می‌دهد: ابتدا تنظیم پایه‌های پردازش حسی، سپس توانبخشی کارکردهای اجرایی شناختی، و در نهایت آموزش مستقیم مهارت‌های خواندن. این رویکرد جامع، چرخه معیوب ناتوانی را متوقف می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسبت قدرت اورژن/اینورژن و کنترل وضعیتی پویا در بازیکنان فوتبال حرفه‌ای مبتلا به ناپایداری مزمن مچ پا</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101882.html</link>
      <description>زمینه و هدف: ناپایداری مزمن مچ پا شایعترین پیامد پیچ‌خوردگی مکرر در بازیکنان فوتبال است. با توجه به کاستی‌های روش‌شناختی مطالعات پیشین نظیر مقایسه پای درگیر با پای سالم، مطالعه حاضر با هدف مقایسه نسبت قدرت اورژن به اینورژن و طول مسیر مرکز فشار حین فرود تک‌پا بین بازیکنان فوتبال مبتلا به ناپایداری مزمن مچ پا و سالم با طراحی همسان‌سازی سمت انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی مقایسه‌ای با دو گروه مستقل بود. 28 بازیکن مبتلا به ناپایداری مزمن مچ پا (13/2 &amp;amp;plusmn; 50/17= CAIT) و 28 بازیکن سالم (09/1 &amp;amp;plusmn; 32/28 = CAIT) وارد مطالعه شدند. نسبت قدرت ایزوکینتیک کانسنتریک اورژن به اینورژن در سرعت ۶۰ درجه بر ثانیه با بایودکس سیستم ۳ و کنترل وضعیتی پویا با پارامتر طول مسیر مرکز فشار حین فرود تک‌پا روی دستگاه فوت‌اسکن از ارتفاع ۳۰ سانتی‌متر اندازه‌گیری شد.
‌نتایج: نتایج نشان داد که نسبت قدرت اورژن به اینورژن در بازیکنان مبتلا به ناپایداری مزمن مچ پا به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود (63/0= ES، 03/0 = P، 19/2- =(54)t). همچنین، طول مسیر مرکز فشار در بازیکنان آسیب‌دیده به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (89/0= ES، 00/0 = P، 31/3 =(54)t).
نتیجه‌گیری: بازیکنان فوتبال مبتلا به ناپایداری مزمن مچ پا کاهش چشمگیری در نسبت قدرت اورژن به اینورژن و افزایش قابل توجهی در نوسانات مرکز فشار حین فرود تک‌پا نشان دادند. پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده، تأثیر تمرینات تقویتی اورتورها را بر نسبت قدرت اورژن به اینورژن و کنترل وضعیتی پویا مورد بررسی قرار دهند. همچنین، طراحی همسان‌سازی سمت برای ارزیابی دقیق نقایص توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیری شنوایی و آسیب‌پذیری حافظه کوتاه‌مدت و اپیزودیک در بزرگسالان میانسال: یک مرور روایتی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101883.html</link>
      <description>زمینه:
تغییرات شنوایی مرتبط با سن همواره با افت آستانه‌های تون خالص تعریف نشده‌اند. شواهد رو‌به‌افزایش نشان می‌دهند که حتی در میانسالی، تغییرات زیرآستانه‌ای در پردازش شنیداری می‌توانند بار شناختی را افزایش داده و نیاز به به‌کارگیری مکانیسم‌های جبرانی را تقویت کنند؛ فرآیندی که پیامدهای بالقوه‌ای برای حافظه و سلامت شناختی دارد.
هدف:
این مرور روایتی به هدف بررسی شواهد فعلی در مورد رابطه بین پیر شدن شنوایی، تلاش شنیداری، بار شناختی و عملکرد حافظه، با تمرکز ویژه بر بزرگسالان میانسال انجام شد. تاکید بر حافظه کوتاه‌مدت و اپیزودیک به عنوان حوزه‌های شناختی حساس که پیامدهای پایین‌دستی تلاش شنیداری را منعکس می‌کنند، دارد.
روش:
از یک رویکرد مرور روایتی برای ادغام یافته‌های رفتاری، شناختی و نوروفیزیولوژیکی منتشر شده عمدتاً پس از سال 2000 استفاده شد. مطالعاتی که به پردازش شنوایی فراتر از حساسیت به تون خالص، تلاش شنیداری، عملکرد حافظه و نشانگرهای عصبی مرتبط می‌پرداختند، به صورت هدفمند مورد بررسی قرار گرفتند و میانسالی به عنوان دوره‌ای حیاتی اما کمتر مورد بررسی در نظر گرفته شد.
یافته‌ها:
شواهد بررسی شده نشان می‌دهد که حتی تغییرات جزئی در پردازش شنوایی در میانسالی می‌تواند بار شناختی را در طول درک گفتار به طور قابل توجهی افزایش دهد. برای حفظ درک مناسب گفتار، افراد به طور فزاینده‌ای از مکانیسم‌های جبرانی شناختی برای بازتخصیص منابع توجهی و حافظه کاری استفاده می‌کنند. اگرچه این مکانیسم‌ها از درک فوری پشتیبانی می‌کنند، اما یک هزینه شناختی پنهان را به همراه دارند که به صورت کاهش کارایی رمزگذاری حافظه و بازیابی بعدی، به ویژه برای اطلاعات اپیزودیک، ظاهر می‌شود.
نتیجه‌گیری:
میانسالی به عنوان پنجره‌ای حیاتی برای مشاهده مکانیسم‌هایی که پیر شدن شنوایی را با آسیب‌پذیری شناختی مرتبط می‌کنند، در نظر گرفته می‌شود، نه صرفاً پیامدهای بالینی آن‌ها. ادغام دیدگاه‌های شنوایی، شناختی و عصبی، محدودیت‌های ارزیابی شنوایی مبتنی بر آستانه را برجسته می‌کند و بر اهمیت ارزیابی تلاش شنیداری و عملکرد حافظه تاکید دارد. این چارچوب از شناسایی زودهنگام آسیب‌پذیری شناختی حمایت می‌کند و رویکردهای جامع‌تر و مبتنی بر پیشگیری در عمل شنوایی‌شناسی را راهنمایی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر کوتاه‌مدت کینزیوتیپ بر پارامترهای راه‌رفتن تحت شرایط خستگی در ورزشکاران دارای بازسازی رباط صلیبی قدامی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101884.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف 
اختلال در الگوی راه ‌رفتن و کنترل عصبی-عضلانی از پیامدهای شایع بازسازی رباط صلیبی قدامی (ACL-R) است که ممکن است تحت تأثیر خستگی تشدید ‌شود. کینزیوتیپ ابزاری برای ارتقای حس عمقی و ثبات مفصلی شناخته می‌شود. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر کوتاه‌ مدت کینزیوتیپ بر پارامترهای راه‌رفتن ورزشکاران دارای ACL-R قبل و بعد از خستگی و مقایسه آن با افراد سالم انجام شد.
مواد و روش ها
پژوهش حاضر از نوع نیمه‌تجربی بوده و بر روی ۳۰ ورزشکار نیمه‌حرفه‌ای (۱۵ فرد سالم و ۱۵ فرد با سابقه بازسازی رباط صلیبی قدامی) انجام شد. ارزیابی‌ها در دو مرحله پیش و پس از خستگی عضلانی و با استفاده از سیستم تحلیل حرکت وایکان انجام شد و متغیرهای فضایی&amp;amp;ndash;زمانی راه‌رفتن ثبت شدند. خستگی عضلانی از طریق پروتکل شامل اسکات، انقباضات اکسنتریک عضلات ساق و پرش عمودی اعمال شد. در گروه ACL‑R مداخله کینزیوتیپ با الگوی تسهیل همسترینگ و مهار چهارسر ران اعمال گردید. داده‌ها با آزمون شاپیرو&amp;amp;ndash;ویلک، ANOVA با اندازه‌گیری مکرر، t وابسته و MANOVA در نرم‌افزار SPSS (با سطح معناداری 05/0) تحلیل شدند.
یافته‌ها
در گروه ACL‑R بدون کینزیوتیپ، خستگی موجب کاهش معنی‌دار در زمان گام (01/0=p) ، زمان قدم (01/0=p) ، حمایت تک‌پا (02/0=p) و حمایت دوگانه (02/0=p)  شد، اما تغییر سایر متغیرها معنی‌دار نبودند (05/0p&amp;amp;gt;). این در حالیست که با کینزیوتیپ تغییر معنی‌داری مشاهده نشد (05/0p&amp;amp;gt;). مقایسه دو وضعیت با و بدون تیپ تنها در سرعت راه‌رفتن پس از خستگی تفاوت نشان داد (04/0=p)بطوریکه سرعت راه رفتن در هنگام استفاده از تیپ کاهش یافت. بین وضعیت های یکسان گروه سالم و ACL‑R نیز تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد (05/0p&amp;amp;gt;).
نتیجه گیری
یافته‌ها نشان دادند که الگوی راه‌رفتن در ورزشکاران دارای ACL-R، مشابه افراد سالم بوده و کینزیوتیپ تغییر معنی‌داری ایجاد نمی‌کند. اگرچه کینزیوتیپ تا حدی پایداری الگوی راه‌رفتن را پس از خستگی حفظ کرد، اما در مقایسه بین‌گروهی اثر قابل ‌توجهی نداشت. این نتایج حاکی از رسیدن به پایداری مطلوب در سیستم کنترل عصبی-عضلانی این ورزشکاران است و توصیه می‌شود بر کینزیوتیپ به عنوان ابزار اصلی توانبخشی تاکید نشود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات عصبی&amp;ndash;عضلانی واکنشی بر ریتم اسکاپولو&amp;ndash;هومرال و خطای بازسازی مفصل شانه در والیبالیست‌های مبتلا به اسکاپولا دیسکنزیا نوع II (یک مطالعه کارآزمایی بالینی)</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101885.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف 
در افراد مبتلا به اختلال حرکتی کتف، کاهش فعالیت عضله دندانه‌ای قدامی و افزایش فعالیت جبرانی ذوزنقه فوقانی در حین بالا بردن بازو گزارش شده است که می‌تواند به تغییر الگوی حرکتی مفصل کتفی&amp;amp;ndash;سینه‌ای و در نهایت اختلال عملکرد شانه منجر شود. لذا هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات عصبی&amp;amp;ndash;عضلانی واکنشی بر ریتم اسکاپولو&amp;amp;ndash;هومرال و خطای بازسازی مفصل شانه در والیبالیست‌های مبتلا به اسکاپولا دیسکنزیای نوع II می باشد. 

مواد و روش ها
در این تحقیق نیمه تجربی، 30 نفر از مردان والیبالیست مبتلا به اسکاپولا دیسکنزیای نوع دو به صورت تصادفی ساده انتخاب و به دو گروه مساوی تجربی و کنترل تقسیم شدند. قبل و بعد از هشت هفته تمرینات عصبی عضلانی واکنشی، ریتم اسکاپولو&amp;amp;ndash;هومرال و خطای بازسازی مفصل شانه به ترتیب با استفاده از اینکلینومتر و دستگاه دینامومتر ایزوکنتیک ارزیابی شدند. در بخش آمار استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس در سطح معناداری 05/0 استفاده شد.
یافته ها
نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از هشت هفته تمرینات عصبی&amp;amp;ndash;عضلانی واکنشی، ریتم اسکاپولو&amp;amp;ndash;هومرال در تمام زوایا (۰، ۴۵، ۹۰ و ۱۳۵ درجه ابداکشن) در گروه تجربی به‌طور معناداری بهبود یافت (71/0 , &amp;amp;eta;p2= 05/0&amp;amp;ge;p). و نسبت حرکتی هماهنگ‌تری بین بازو و کتف ایجاد شد. همچنین خطای بازسازی مفصل شانه در هر دو زاویه ۴۵ درجه چرخش داخلی و ۷۵ درجه چرخش خارجی به‌طور معناداری کاهش پیدا کرد
 (61/0 , &amp;amp;eta;p2= 05/0&amp;amp;ge;p).

نتیجه گیری
تمرینات عصبی&amp;amp;ndash;عضلانی واکنشی موجب بهبود قابل‌توجه ریتم اسکاپولو&amp;amp;ndash;هومرال و کاهش خطای بازسازی مفصل شانه در والیبالیست‌های مبتلا به اسکاپولا دیسکنزیای نوع دو شدند. این نتایج بیانگر آن است که تقویت کنترل عصبی&amp;amp;ndash;عضلانی و بهبود دقت حس عمقی از طریق تمرینات واکنشی می‌تواند به اصلاح الگوهای حرکتی ناکارآمد و پیشگیری از آسیب‌های عملکردی شانه در والیبالیست ها کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرین حسی-عمقی بر کینماتیک، کینتیک و فعالیت عضلانی اندام تحتانی پس از بازسازی رباط صلیبی قدامی : یک مرور سیستماتیک</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101886.html</link>
      <description>تاثیر تمرین حسی-عمقی بر کینماتیک، کینتیک و فعالیت عضلانی اندام تحتانی پس از بازسازی رباط صلیبی قدامی  : یک مرور سیستماتیک 
چکیده
رباط صلیبی (ACL )یکی از مهم‌ترین رباط‌های زانو می‌باشد که در اثر ورزش‌هایی مانند فوتبال، بسکتبال و اسکی دچار آسیب می‌شود. افراد مبتلا به این آسیب حتی پس از بازسازی رباط صلیبی (ACLR) هم‌چنان اختلالات بیومکانیک را در اندام تحتانی تجربه می‌کنند. باتوجه به اثرات مثبت تمرین حسی‌عمقی بر بهبود این اختلالات، هدف از مطالعه ‌حاضر مروری سیستماتیک بر اثر بخشی این روش تمرینی بر برخی پارامترها بیومکانیکی اندام تحتانی پس از بازسازی رباط صلیبی قدامی (ACLR) بود. بدین منظور جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌ها اطلاعاتیPubMed) ، ScienceDirect، Scopus و (Web of Science با کلیدواژها مرتبط انجام شد. معیارهای ورود شامل ( شرکت‌کنندگان آسیب ACL تشخیص داده شده بودند؛  مطالعاتی که در آن‌ها بازسازی رباط صلیبی با انجام تحت تمرین حس عمقی قرار گرفته بودند؛  مطالعاتی که نتایج پارامترهای کینماتیک، کنتیک و الکترومایوگرافی را به عنوان پیامدهای اولیه اندازه‌گیری کرده بودند) به عنوان یافته‌ها اولیه بود و همچنین مطالعاتی که شامل معیارهای خروج (شرکت‌کنندگان دارای اختلالات یا پاتولوژی‌های اضافی به جز آسیب ACL بودند؛ مطالعات شامل پروتکل درمانی بدون مقایسه پیش‌ازمداخله یا بین گروه ACLR و گروه کنترل بودند؛ مطالعاتی که اثر تمرین حسی-عمقی بر پارامترها کینماتیکی، کنتیکی و الکترومایوگرافی را بررسی نکرده بودند؛ مطالعات از نوع گزارش موردی، مقالات کنفرانسی یا فصل کتاب بودند) از مطالعه حذف شدند. درنهایت شش مورد مقاله با داشتن شرایط‌ها بیان‌شده با مجموع 244 افراد مبتلا به بازسازی آسیب رباط صلیبی ACLR (143مرد، 41زن، 40 نامشخص) در محدوده سنی 18 تا 50 سال وارد فرایند تحلیل شدند. در این بررسی سیستماتیک، فقط داده‌های مقایسه‌ای بین مداخله تمرین حس عمقی با سایر تمرینات یا بدون تمرین در افراد  مبتلا به ACLR در نظر گرفته شده؛ یافته‌ها بدست‌آمده نشان داد که طور کلی تمرین حسی-عمقی اثرات مثبتی بر بهبود پارامترها کینماتیک، کنتیک و الکترومایوگرافی در افراد بازسازی رباط صلیبی دارد. این یافته‌ها ممکن است اطلاعات ارزشمندی برای درمان‌گرهای ورزشی و همچنین افراد با بازسازی رباط صلیبی ارائه داده باشد، اما باتوجه به شواهد محدود؛ نتایج بدست آمده با احتیاط تفسیر می‌گردد و نیازمند تحقیقات بیشتر در این حوزه تاکید دارد. 

کلمات کلیدی:
بازسازی رباط صلیبی تمرین حسی-عمقی، کینماتیک، کینتیک، فعالیت عضلات</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط انحنای ساجیتال ستون فقرات کمری با کنترل پاسچر و عملکرد حرکتی در مردان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101887.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف
به نظر می‌رسد که افراد دارای کمر درد مزمن غیراختصاصی با ضعف عضلات ثبات مرکزی، ناتوانی، نقص در عملکرد حرکتی و کیفیت زندگی داشته باشند؛ بنابراین مطالعه حاضر به بررسی ارتباط انحنای ساجیتال ستون فقرات کمری با کنترل پاسچر و وضعیت عملکردی در افراد دارای کمردرد مزمن غیراختصاصی می‌پردازد.
مواد و روش‌ها
این پژوهش به‌صورت یک مطالعه ارتباط سنجی از نوع همبستگی روی افراد ۳۰ تا ۵۰ ساله مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی انجام شد. شرکت‌کنندگان با استفاده از روش‌های نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. در این تحقیق، برای ارزیابی زاویه لوردوز کمری، کنترل پاسچر، استقامت مرکزی بدن، ناتوانی عملکردی، ظرفیت عملکردی و دامنه حرکتی به ترتیب از ابزارهای خط‌کش منعطف، آزمون خطاهای تعادل، پروتکل مک گیل، پرسشنامه اوسوستری، آزمون بلند کردن از زمین تا کمر و آزمون‌های عملکردی استفاده گردید. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی ناپارامتریک اسپیرمن برای بررسی رابطه متغیرهای تحقیق در سطح معناداری ۰۵/۰&amp;amp;gt;p استفاده شد. محاسبات آماری و رسم نمودارها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 27 و اکسل ۲۰۱۹ انجام شد.
یافته‌ها
نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که بین انحنای ساجیتال ستون فقرات کمری با ناتوانی و ظرفیت عملکردی در افراد دارای کمردرد مزمن غیراختصاصی رابطه معنی‌داری وجود ندارد (05/0&amp;amp;lt;P). اما نتایج مطالعه نشان داد که بین انحنای ساجیتال ستون فقرات کمری با کنترل پاسچر در سطح پایدار (02/0=p)، (69/0=R) و ناپایدار (03/0=p)، (49/0=R)؛ استقامت عضلات فلکسور کمر (001/0=p)، (62/0-=R)؛ اکستنسور کمر (02/0=p)، (49/0-=R)؛ فلکسور جانبی راست (03/0=p)، (51/0-=R)، و فلکسور جانبی چپ (03/0=p)، (47/0-=R)؛ نمره کلی ثبات مرکزی (02/0=p)، (53/0-=R)، دامنه حرکتی فلکشن (01/0=p)، (67/0-=R) و اکستنشن کمر (001/0=p)، (69/0-=R)  ارتباط معنی‌داری وجود دارد.
نتیجه‌گیری
نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که میزان انحنای ساژیتال ستون فقرات کمری به‌طور معناداری با ناتوانی یا شاخص‌های ظرفیت عملکردی مرتبط نیست. با این حال، این انحنا با عواملی مانند کنترل وضعیتی، قدرت و ثبات عضلات مرکزی و دامنه حرکتی مفاصل ارتباط معنادار دارد. بنابراین، اگرچه تغییرات در انحنای کمری لزوماً به کاهش عملکرد یا ناتوانی منجر نمی‌شود، اما می‌تواند بر تعادل، ثبات مرکزی و انعطاف‌پذیری فرد تأثیر منفی بگذارد. از نظر بالینی، این یافته نشان می‌دهد که مداخلات با هدف بهبود کنترل وضعیتی و قدرت عضلات مرکزی ممکن است برای افراد دارای انحنای غیرطبیعی کمری، حتی در غیاب ناتوانی آشکار، مفید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر برنامه تمرینی منتخب بر زوایه لومبوساکرال و درد در قایقرانان حرفه‌ای مستعد کمردرد</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101888.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف 
کمردرد یک مشکل رایج در جامعه قایقرانان است که همواره از آن شکایت دارند. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی اثر یک برنامه تمرینی منتخب بر درد و زوایه نسبی لومبوساکرال در قایقرانان حرفه‌ای مستعد کمردرد می‌باشد.
 
مواد و روش ها
تحقیق حاضر یک تحقیق نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس آزمون است. این تحقیق شامل گروه تجربی تمرینات منتخب طراحی شده (تعداد= 15 نفر) و گروه کنترل (تعداد= 15 نفر) می‌باشد. در این تحقیق، برای اندازه گیری درد از مقیاس دیداری درد (VAS) و برای اندازه‌گیری زوایای مفصلی از سه عدد سنسور پوشیدنی IMU ساخت BSNlab.com استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از از تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و آزمون‌های تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری ۰۵/۰&amp;amp;gt;p استفاده شد. محاسبات آماری و رسم نمودارها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 27 و اکسل ۲۰۱۹ انجام شد.

یافته ها
نتایج مطالعه نشان داد که در پیش‌آزمون، تفاوت معنی‌داری در درد و زاویه لومبوساکرال بین گروه تجربی و کنترل وجود ندارد (05/0&amp;amp;le;P). همچنین نتایج نشان داد که تمرین منتخب طراحی شده در گروه تجربی باعث بهبود درد و افزایش زاویه لومبوساکرال شده است (001/0=P). اما این تغییرات در گروه کنترل معنی دار نبود (05/0&amp;amp;lt;P).

نتیجه گیری
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تمرینات طراحی شده نه تنها به کاهش درد در این قایقرانان کمک کرده بلکه باعث افزایش زاویه لومبوساکرال نیز گردیده است. این یافته‌ها تأکید بر اهمیت مداخلات تمرینی هدفمند در مدیریت و بهبود وضعیت کمردرد در ورزشکاران دارند و نشان می‌دهند که با بهبود کنترل حرکتی و وضعیت بیومکانیکی، می‌توان به کاهش خطر بروز آسیب‌های بیشتر و بهبود عملکرد ورزشی کمک کرد.

واژه های کلیدی
قایقران، مستعد کمردرد، زاویه لومبوساکرال، تمرینات منتخب.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر آنی استراتژی های فیدبک کنترل والگوس و یادگیری افتراقی بر فعالیت فیدفورواردی عضلات اندام تحتانی در زنان ورزشکار مبتلا به والگوس داینامیک زانو</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101889.html</link>
      <description>مقدمه : یکی از مهم‌ترین عوامل خطر آسیب رباط صلیبی قدامی والگوس داینامیک زانو است. از استراتژی‌های رایج جلوگیری از والگوس داینامیک زانو و متعاقبا پیشگیری از آسیب رباط صلیبی قدامی روش فیدبک کنترل والگوس و روش یادگیری افتراقی می باشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر آنی استراتژی های فیدبک کنترل والگوس و یادگیری افتراقی بر فعالیت فیدفورواردی عضلات اندام تحتانی در زنان ورزشکار مبتلا به والگوس داینامیک زانو است.
مواد  و روش ها: تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی بود. 34 نفر ورزشکاران زن رشته های ورزشی پرشی (هندبال، بسکتبال، والیبال) با والگوس داینامیک زانو با دامنه سنی 20 تا 25 سال بودند. به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه یادگیری افتراقی (17 نفر) و فیدبک کنترل والگوس (17 نفر) تقسیم شدند. از نرم افزار کینووا جهت غربالگری والگوس داینامیک زانو  طی فرود از سکو 32 سانتی‌متر استفاده شد. هر دو گروه مورد مطالعه تکالیف اسکات دو پا، اسکات تک پا، استپ داون تک پا و لترال استپ داون را در شرایط اعمال فیدبک کنترل والگوس و استراتژی یادگیری افتراقی انجام دادند. برای ثبت فعالیت عضلات منتخب، از دستگاه الکترومیوگرافی استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، روش آماری آنوای دو طرفه با اندازه‌گیری مکرر در سطح معنی داری(P&amp;amp;le;0/05) و سپس مقایسه از طریق آزمون تعقیبی (بونفرونی) مورد استفاده قرار گرفت. 
یافته‌ها:  در نتایج مطالعه حاضر، اثر اصلی زمان برای همه متغیرهای تحقیق معنادار یافت شد (05/0&amp;amp;gt;P) که بیانگر تاثیر مداخلات تمرینی بر فعالیت عضلات منتخب است. همچنین اثر اصلی گروه و اثر متقابل گروه و زمان  در عضلات گلوتئوس مدیوس و مدیال همسترینگ افزایش معناداری داشت (05/0&amp;amp;gt;P) به طوری که گروه یادگیری افتراقی نسبت به گروه فیدبک کنترل والگوس افزایش معناداری   نشان داد.
نتیجه گیری: هر دو رویکرد فیدبک کنترل والگوس و یادگیری افتراقی در تعدیل متغیرهای عصبی‌ـ‌عضلانی مرتبط با عوامل خطر آسیب  رباط صلیبی قدامی مؤثر بودند. با این حال، گروه یادگیری افتراقی در مقایسه با گروه فیدبک کنترل والگوس، بهبود بیشتری را در فعالیت فیدفورواردی عضلات گلوتئوس مدیوس و مدیال همسترینگ نشان داد. این یافته‌ها حاکی از آن است که به‌کارگیری تنوع حرکتی و تغییرات اختصاصی در تکلیف می‌تواند موجب بهبود کنترل عصبی‌ـ‌عضلانی در ورزشکاران زن دارای والگوس داینامیک  زانو شود.
Introduction: Dynamic knee valgus (DKV) is recognized as one of the most significant risk factors for anterior cruciate ligament (ACL) injuries. Common strategies to reduce DKV and consequently preventing ACL injury include the valgus-control feedback (VCF) approach and differential learning (DL) method. Therefore, the aim of this study was to investigate the immediate effects of VCF and DL strategies on the feedforward muscle activity of the lower extremities in female athletes with DKV.
Materials and Methods: This quasi-experimental study included 34 female athletes aged 20&amp;amp;ndash;25 years who participated in jumping sports (handball, basketball, and volleyball) and exhibited DKV. Participants were purposively selected and randomly assigned to either the VCF group (n = 17) or the DL group (n = 17). DKV was assessed using Kinovea software during a 32-cm drop-landing task. Both groups performed double-leg squats, single-leg squats, forward step-downs, and lateral step-downs under their respective intervention  conditions.  Muscle activity was recorded using EMG and Data were analyzed using two-way repeated-measures ANOVA at a significance level of p &amp;amp;le; 0.05, followed by Bonferroni post hoc comparisons.
Results: A significant main effect of time was observed for all variables (p &amp;amp;lt; 0.05), indicating that both interventions interventions influenced the activity of the selected muscles. In addition, a significant main effect of group and a significant group &amp;amp;times; time interaction were observed for the gluteus medius and medial hamstring muscles (p &amp;amp;lt; 0.05), with the DL group demonstrating greater improvements than the VCF group.
Conclusion: Both the VCF and DL interventions were effective in modifying neuromuscular variables associated with ACL injury risk. However, the DL group demonstrated greater improvements in feedforward muscle activity of the gluteus medius and medial hamstring compared with the VCF group. These findings suggest that incorporating movement variability through differential learning may enhance neuromuscular control associated with DKV in female athletes.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر هشت هفته تمرینات ثبات عصبی - عضلانی پویا (DNS) روی ترامپولین بر عملکرد تنفسی افراد دارای کم توانی ذهنی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101890.html</link>
      <description>چکیده  
مقدمه و اهداف
توجه به گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه، از جمله افراد دارای کم‌توانی ذهنی، به‌دلیل خطر بالاتر ابتلا به مشکلات قلبی-تنفسی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این افراد علاوه بر محدودیت‌های شناختی، اغلب با مشکلات جسمانی متعددی مواجه‌اند که نیازمند مداخلات هدفمند می‌باشد. از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرینات ثبات عصبی-عضلانی پویا بر روی ترامپولین بر عملکرد تنفسی این افراد و ارائه راهکاری مؤثر جهت بهبود توانایی‌های جسمانی و ارتقای کیفیت زندگی آنان انجام شد.
مواد و روش ها
این پژوهش نیمه‌تجربی بر روی ۳۰ فرد دارای کم‌توانی ذهنی با سن(4.30 &amp;amp;plusmn; 29.96)، قد (6.26 &amp;amp;plusmn; 156.84سانتی متر)، وزن (6.72 &amp;amp;plusmn; 60.87کیلوگرم و ضریب هوشی 5.47 &amp;amp;plusmn; 64.09) انجام شد. شرکت کنندگان به روش دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه تمرین روی ترامپولین و روی زمین تقسیم شدند. برنامه تمرینی به‌مدت هشت هفته، شامل 3‌جلسه ۴۵‌دقیقه‌ای در هفته اجرا شد. عملکرد تنفسی با استفاده از دستگاه اسپیرومتری ارزیابی گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون‌ آماری تحلیل واریانس برای داده های تکراری در سطح معناداری  p &amp;amp;le; 0.05 تحلیل گردیدند.
یافته ها
نتایج نشان داد که پس از هشت هفته تمرین، در شاخص‌های حجم بازدم اجباری در یک ثانیه، ظرفیت حیاتی اجباری و نسبت حجم بازدم اجباری در یک ثانیه به ظرفیت حیاتی اجباری بهبود معناداری در هر دو گروه مشاهده شد. با این حال، بهبود در گروه ترامپولین به طور معناداری بیشتر از گروه زمین بود (p &amp;amp;le; 0.05).
نتیجه گیری
به نظر می‌رسد تمرینات ثبات عصبی-عضلانی پویا روی ترامپولین روشی امیدوارکننده برای بهبود عملکرد تنفسی افراد دارای کم‌توانی ذهنی باشد، اما تأیید قطعی آن نیازمند مطالعات بیشتر با حجم نمونه بزرگتر و شامل دوره پیگیری است.
کلید واژه ها 
کم‌توانی ذهنی، عملکرد تنفسی، تمرینات ثبات عصبی-عضلانی پویا (DNS)، ترامپولین</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تمرینات کششی و مقاومتی با تمرینات ثباتی اسکاپولا بر درد و عملکرد اندام فوقانی در بیماران مبتلا به سندرم گیر افتادگی شانه</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101891.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف 
سندرم گیر افتادگی شانه یکی از علل شایع درد شانه و اختلال عملکرد اندام فوقانی است. اگرچه تمرین‌درمانی به‌طور گسترده در درمان این بیماران استفاده می‌شود، شواهد مربوط به اثربخشی مقایسه‌ای رویکردهای مختلف تمرینی همچنان محدود است. هدف این مطالعه مقایسه تأثیر شش هفته تمرینات کششی  مقاومتی با تمرینات ثباتی اسکاپولا بر درد و عملکرد اندام فوقانی در بیماران مبتلا به سندرم گیر افتادگی شانه بود.
مواد و روش ها
پژوهش حاضر از نوع نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون همراه با گروه کنترل بود. تعداد ۴۵ بیمار مبتلا به سندرم گیر‌افتادگی شانه پس از تأیید تشخیص توسط پزشک متخصص و بر اساس نتایج مثبت آزمون‌های نیر، هاوکینز&amp;amp;ndash;کندی و تست امپتی کن به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره تمرینات کششی و مقاومتی، تمرینات ثباتی اسکاپولا و کنترل قرار گرفتند. مداخلات تمرینی به مدت شش هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه ۴۵ تا ۶۰ دقیقه اجرا شد. شدت درد با مقیاس دیداری درد و عملکرد اندام فوقانی با پرسشنامه ناتوانی بازو، شانه و دست ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون‌های تعقیبی تحلیل شدند (05/0 p &amp;amp;le;).
یافته ها
نتایج نشان داد میزان کاهش درد و بهبود عملکرد اندام فوقانی در گروه تمرینات ثباتی اسکاپولا در مقایسه با گروه کششی&amp;amp;ndash;مقاومتی (002/0p=) و گروه کنترل (001/0p=) به ‌طور معناداری بیشتر بود. همچنین گروه کششی&amp;amp;ndash;مقاومتی در مقایسه با گروه کنترل کاهش درد و بهبود عملکرد اندام فوقانی بیشتری نشان داد (001/0p=).
نتیجه گیری
به نظر می‌رسد هر دو رویکرد تمرینی در بهبود علائم بیماران مبتلا به سندرم گیر‌افتادگی شانه مؤثر باشند، اما تمرینات ثباتی اسکاپولا احتمالاً به دلیل تأثیر بیشتر بر کنترل عصبی&amp;amp;ndash;عضلانی و پایداری عملکردی شانه، اثربخشی بیشتری دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات کفی با شیب خارجی بر گشتاور نزدیک‌کننده و راستای فرونتال زانو در افراد مبتلا به ناهنجاری ژنوواروم: مروری نقلی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101892.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف :

روش کار:
جستجوی جامع در پایگاه‌های PubMed، ScienceDirect،  Scopus و Web of Science بدون محدودیت زمانی با ترکیب کلیدواژه‌های  Orthopedic insole ( &amp;amp;ldquo;Foot Orthoses&amp;amp;rdquo; or &amp;amp;ldquo;Orthoses, Foot&amp;amp;rdquo; or &amp;amp;ldquo;Foot Orthosis&amp;amp;rdquo; or &amp;amp;ldquo;Orthosis, Foot&amp;amp;rdquo;); Genu Varum (&amp;amp;ldquo;Bow Leg&amp;amp;rdquo; or &amp;amp;ldquo;Bow Legs&amp;amp;rdquo; or &amp;amp;ldquo;Genu Varum&amp;amp;rdquo; or &amp;amp;ldquo;Knee Varus&amp;amp;rdquo;); Biomechanics (&amp;amp;quot;Kinematics&amp;amp;quot; OR &amp;amp;quot;Kinetics&amp;amp;quot; OR &amp;amp;quot;Knee Adduction Moment&amp;amp;quot; OR &amp;amp;quot;KAM&amp;amp;quot;). مطالعاتی که به بررسی اثرات کفی بر پارامترهای کینماتیکی و کینتیکی افراد مبتلا به ژنوواروم (GV) پرداخته بودند، وارد مطالعه شدند؛ مقالات گزارش موردی، کنفرانسی و کتاب نیز از مطالعه حذف شدند. در مجموعه 10 مطالعه معیارهای ورود را داشتند که مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج:
شواهد نشان داد که ممکن است کفی‌های با شیب خارجی از طریق انتقال مرکز فشار به سمت خارج، گشتاور نزدیک‌کننده زانو  را کاهش می‌دهند، اما اثراین نوع کفی‌ها در ناهنجاری ژنوواروم (GV) شدید در بیماران مبتلا به آرتروز زانو KOA  کاهش پیدا می‌کند. در مقابل به نظر می‌رسد ترکیب کفی با بریس‌ها اصلاحی نیز می‌تواند اثرات مثبت بیشتری داشته باشد. 
نتیجه‌گیری:
به طور کلی کفی‌های شیب‌دار ممکن است در اصلاح ژنوواروم (GV) ساختاری خفیف تا متوسط مؤثر باشد، اما در شرایط شدید و داشتن هم‌زمان آرتروز زانو KOA، به نظر می‌رسد که زنجیره بسته حرکتی نیازمند گشتاور اصلاحی بزرگ‌تر از طریق هم‌زمان کفی و بریس می‌باشد.
واژه های کلیدی
ژنوواروم، ارتز، کینماتیک، کینتیک</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا و مصرف رزوراترول بر روی سطوح سرمی آدیپونکتین، لیپوکالین 2، اینترلوکین 10 و پروتئین واکنشی C در زنان چاق میانسال غیر فعال</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101893.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف 
ورزش و مکمل های آنتی اکسیدانی احتمالا برای درمان عوارض التهابی چاقی موثر باشند. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا و مصرف رزوراترول بر روی سطوح سرمی آدیپونکتین، لیپوکالین2، اینترلوکین 10 و پروتئین واکنشی C در زنان چاق میانسال غیرفعال بود.
مواد و روش ها
40 داوطلب زن چاق میانسال غیر فعال (در شش ماه گذشته در هیچ برنامه ورزشی منظمی شرکت نداشتند) دارای شاخص توده بدنی (BMI) بین 30 تا 40 کیلوگرم بر مترمربع به طور تصادفی و مساوی به چهار گروه تمرین، مکمل+تمرین، مکمل و کنترل تقسیم شدند. پروتکل تمرینی تناوبی به مدت هشت هفته توسط گروه های تمرین اجرا شد. گروه های مکمل روزانه 250 میلی گرم رزوراترول  یک بار در روز به صورت ناشتا مصرف کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح 05/0  P&amp;amp;le;بررسی شدند. 
یافته ها
در پس آزمون نسبت به پیش آزمون سطوح سرمی آدیپونکتین و اینترلوکین 10 درگروه های تمرین (001&amp;amp;gt;p)، تمرین +مکمل (001&amp;amp;gt;p) و مکمل (041/0=p، 001&amp;amp;gt;p به ترتیب) افزایش معنی دار، سطوح سرمی لیپوکالین 2 و پروتئین واکنشی c در گروه های تمرین (001&amp;amp;gt;p) و تمرین +مکمل (001&amp;amp;gt;p) ولی در گروه مکمل تنها سطوح سرمی پروتئین واکنشی c (029/0=p) کاهش معنی دار داشت. پس آزمون سطوح سرمی آدیپونکتین و اینترلوکین 10 در گروه های تمرین و تمرین +مکمل در مقایسه با کنترل (001&amp;amp;gt;p) و در گروه تمرین +مکمل در مقایسه با مکمل (001&amp;amp;gt;p) به طور معنی داری بیشتر بود ولی تفاوتی بین گروه تمرین+مکمل و تمرین مشاهده نشد (167/0=p، 245/0=p به ترتیب). پس آزمون سطوح سرمی لیپوکالین 2 و پروتئین واکنشی c در گروه های تمرین+ مکمل (001&amp;amp;gt;p) و مکمل (001/0&amp;amp;gt;p، 041/0=p به ترتیب) در مقایسه با گروه کنترل و در گروه تمرین +مکمل در مقایسه با تمرین (001/0&amp;amp;gt;p، 017/0=p به ترتیب) و مکمل (001/0&amp;amp;gt;p، 020/0=p به ترتیب) کمتر بود.    
نتیجه گیری
تمرینات تناوبی با شدت بالا موجب افزایش معنی دار شاخص های ضد التهابی آدیپونکتین و اینترلوکین 10 و کاهش معنی دار پروتئین واکنشی c شد. مصرف 250 میلی گرم مکمل رزوراترول موجب کاهش معنی دار پروتئین واکنشی c شد ولی بر سایر شاخص ها تاثیر معنی داری نداشت که احتمالا دوز مصرفی آن برای آزمودنی های تحقیق حاضر کم بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط کم‌شنوایی و اختلالات شناختی در سالمندی: از مکانیسم‌های عصبی تا مداخلات توانبخشی</title>
      <link>https://medrehab.sbmu.ac.ir/article_1101894.html</link>
      <description>مقدمه و اهداف 
کم‌شنوایی مرتبط با سن، با ایجاد اختلال در مهارت‌های ارتباطی، می‌تواند سرعت بروز مشکلات شناختی در سالمندان را افزایش دهد. این مطالعه با هدف بررسی پیوند میان کم‌شنوایی و افت شناختی و ارزیابی نقش مداخلات توانبخشی در این حوزه انجام شده است.
مواد و روش ها
در این مطالعه مروری، مقالات منتشر شده در پایگاه‌های Embase، PubMed، Web of Science و Scopus در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۶ با استفاده از واژگان کلیدی مرتبط، جستجو و بررسی شدند.
یافته ها
یافته ها نشان می دهد پیامدهای کم شنوایی سالمندان فراتر از کاهش درک صدا است و روی جنبه های مختلف زندگی شامل روابط اجتماعی، خودباوری و مهارت های حرکتی نیز تاثیرگذاشته و یک عامل خطر مستقل برای ایجاد اختلالات شناختی است. همچنین، توانبخشی به موقع کم شنوایی و استفاده از سمعک می تواند خطر ابتلا به مشکلات شناختی را به‌طور قابل‌توجهی کاهش دهد.
نتیجه گیری
بررسی مکانیسم‌های عصبی نشان می‌دهد که کم‌شنوایی با ایجاد تغییرات ساختاری در مغز و افزایش بار پردازشی، نقش مستقیمی در بروز و پیشرفت اختلالات شناختی در سالمندی ایفا می‌کند. بنابراین تشخیص زودهنگام، مداخله و توانبخشی مورد نیاز برای حفظ کارایی مغز و کاهش بار اجتماعی-اقتصادی ناشی از زوال عقل در سالمندان اهمیت به سزایی دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
